ادامه : 0
|
28 آذر 88
برای سعید و تمامی دوستان نا شناخته ی دربندم
"من می دانم میله های زندان آب می شود همچون دانه های برف
آمنه زمانی، جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان
28 آذر 88
چند روزیه وقتی به آسمون نگاه میکنم یه عقابو میبینم که داره به دو تا جوجههاش پرواز یاد میده. راحت تو آسمون بدون هیچ محدودیتی از این طرف به اون طرف میره،این اولین درس پروازه،رها بودن،رها بودن از هر جاذبهای،از هر قاعده ای، از هر مرزی.
یه عقاب بدون این آزادیها هرگز نمی تونه پرواز کنه.
حالا وقتی سرمو پایین میگردونم و روبرو رو نگاه میکنم متوجه میشم که روی زمین ایستادهام، تو شهری زندگی میکنم که پر از ساختمون و دیواره،خیابونایی داره که ابتدا و انتهاشون از قبل مشخص شده و درختهایی که هرگز رشد نمیکنند.
چه خوب شد که ما آدمها بال نداریم، وگرنه برای آسمون هم (...)
28 آذر 88
روزی کسی پرسید او کیست؟ با تمام ادعایم گفتم: او انسان بزرگی است که تا بحال به هر کار سخت و غیر ممکنی که برخوردهام با او انجام شده دیدهام.
ای دوست،تو قدر جماعتی پر ادعا از پشت آن عینک درک می کنی بیادعا ولی آن هوش و استعداد و شعور را خارج از این خرابات با طلا قیمت می گذارند نه با میلههای آهنی!
ای در انتظار آبادی،حیران نیستم که نمیتوانی ببینی کارگرها کار میکنند وشکم خوکها پر میشود.
حیران نیستم که نمیتوانی تحمل کنی که کودکان، کار میکنند تا شب در خانه کتک نخورند و هم چنین نه از چندشت از این تکرار سیاه؛
حیرانم که جرم نکردهای و در اوینی،ولی حال در خانه (...)
24 آذر 88
کمیته گزارشگران حقوق بشر- كمپين اعتراضي نسبت به بازداشت سعيد كلانكي و سعيد جلاليفر دو عضو كميته گزارشگران حقوق بشر كه توسط جمعي از فعالان حقوق بشر اروپایی و كانادايي تشكيل شده بود، با انتشار تصاويري از اين دو فعال حقوق بشر بازداشتشده در صفحه فيسبوك اين كمپين، نسبت به ادامه بازداشت آنها معترض شده است.
افراد اين كمپين با تهيه تيشرتهايي كه روي آنها تصاويري از سعيد كلانكي و سعيد جلاليفر چاپ شده است، نسبت به دستگيري اين دو فعال حقوق بشر اعتراض كردهاند.
فعالان اين كمپين درحالي كه اين تيشرتها را به تن دارند، تصاويري از خود روي صفحه فيسبوك منتشر كردهاند. (...)
22 آذر 88
کمیته گزارشگران حقوق بشر- 14 روز از بازداشت سعيد كلانكي، فعال حقوق بشر ميگذرد. او در اين مدت دو بار با منزل تماس گرفته و خبر از نگهداري خود در سلولهاي انفرادي بند 209 زندان اوين داده است. اتهام اين فعال حقوق بشر، دفاع بدون مرز از انسانها است.
در بعدازظهر روز جمعه 20 آذرماه، جمعي از اعضاي كميته گزارشگران حقوق بشر در منزل اين عضو در بند خود حاضر شدند تا به خانوادهاش بگويند كه در اين روزهاي سختي و دوري از فرزندشان، همراه آنها هستند كه تلاش ميكنند تا جاي خالي سعيد را براي خانوادهاش پر كنند.
مادر سعيد كلانكي از پيگيريهايش در دو هفته گذشته حرف ميزند. او (...)
22 آذر 88
چه بگویم که پیش از این کسی نگفته باشد سعید*..
بی گناهیتان را بر سر کدام کوه فریاد برآورم که کسی نشنیده باشد
می گویند روزی میآید که همه آزاد و برابر در کنار هم
خوش و خرَم خواهند بود
این ها دروغ های شاعرانست سعید
ما کجا و آن روز کجا
می دانم..می دانی..
اما ایمانت اجازه نمی دهد
یک کودک خیابانی هم که شب سرپناه داشته باشد..
یک زندانی سیاسی هم که از یاد نرود..
...
رفتی سعید..شدی یکی از همانها که مدافعشان بودی..
عجیب است نه؟
وارانه شده است دنیا
و قفس ها به دنبال پرنده می گردند..
...
شنیده ام آن زندان لعنتی سرد است،
مثل قلب زندانبان
تنگ و تار است،
مثل ذهن پوسیده ی (...)
18 آذر 88
کمیته گزارشگران حقوق بشر- مادر سعید کلانکی، عضو دربند کمیته گزارشگران حقوق بشر،که امروز جهت دیدار با دادستان به ساحختمان دادستانی مراجعه کرده بودٰ موفق به ملاقات با وی نشد.
مادر سعید کلانکی می گوید:" در روزهای پس از بازداشت پسرمٰ به دادگاه انقلاب و زندان اوین مراجعه کردم اما گفتند که پرونده وی هنوز به دادگاه ارسال نشده است. امروز هم جهت ملاقات با آقای جعفری دولتابادی به دادستانی مراجعه کردم که البته امکان ملاقات فراهم نشدٰ با این حال نامه ای را نوشتم و درخواست ملاقات با پسرم را مطرح کردم."
جعفری دولت آبادی، دادستان تهران،چندی پیش در مصاحبهای گفته بود که (...)
16 آذر 88
مادرت می گوید تماس گرفته ای. می گوید مرجان کمی دلتنگی خواهرانه اش را بروز داده است وقتی صدایت را شنیده. می گوید حالش اما خوب بود و من این سو می اندیشم که روزگار چنان ظلمش بی اندازه شده که همین اندک هم شادمان می کند و پرسش اصلی از یادمان می رود. یادمان می رود از اویی که تو را و او را و همه ی آنهای دیگر را به جرم گفتن از انسانیت، عدالت و حقوق ضایع شده به پشت آن دیوارهای بلند می برد و می شود کسی که در مورد هستی ات، زندگی ات و آزادی هایت تصمیم می گیرد بپرسیم که چه کسی این قدرت به او داده است؟ چه کسی او را صاحب چیزی دانسته که نیست؟ و او چگونه بی اندیشه ی راه (...)
14 آذر 88
کمیته گزارشگران حقوق بشر- امروز شنبه، 14 آذرماه سعید کلانکی و سعید جلالیفر دو عضو بازداشتشده کمیته گزارشگران حقوق بشر طی تماسی با خانوادههایشان از نگهداری خود در سلول انفرادی بند 209 زندان اوین خبر دادند. این دو فعال حقوق بشر در این تماس تلفنی از اتهامات خود حرفی نزدند.
سعید کلانکی و سعید جلالیفر، دو عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر در روز دوشنبه 9 آذر به طور جداگانه بازداشت شدند. سعید کلانکی در ساعت 8 صبح با هجوم نیروهای امنیتی به محل کارش بازداشت گردید. سپس ماموران با حضور در منزل وی اقدام به تفتیش وسایل شخصی این فعال حقوق بشر نمودند. سعید جلالیفر صبح 9 (...)
13 آذر 88
سعید جان!
همکارم!
امروز اولین برف زمستانی بارید.
و ما با خیالِ آسوده، زیرِ بامِ این خراب شده
نشسته بودیم.
سقف را همین ماه پیش ترمیم کردی.
نیستی.
سعید جان!
بچهها درس میخوانند.
نقاشی میکنند.
ورزش میکنند.
حتی به هم فحشهای ناموسی میدهند.
هنوز نفهمیدهاند عمویشان نیست.
و همهی ما انگار،
چیزی را گم کردهایم.
نیستی .....
سعید جان!
دوستم!
امروز،
شیوا را که دیدم،
گلوهامان ورم کرده بود.
به روی هم نیاوردیم وُ
تخمِ مرغهای جمعیت دفاع را تنهایی زهرمار کردیم.
گوشهی آشپزخانه خالی بود.
چیزی گم بود.
خنده هایت،
عینکت،
و باورت به روشنیِ فردا!
نیستی ....
سعید جان! (...)
13 آذر 88
کمیته گزارشگران حقوق بشر- جمعی از فعالان حقوق بشر اروپایی با راهاندازی صفحه ای در فیسبوک با نام " دوستانمان را آزاد کنید" به بازداشت سعید جلالیفر و سعید کلانکی دو عضو دربند کمیته گزارشگران حقوق بشر اعتراض کردهاند. آنها همچنین در حرکتی نمادین، امروز را به نام این دو فعال حقوق بشر نامگذاری کردهاند و از تمامی نهادهای بین المللی مدافع حقوق بشر خواستهاند تا با حساسیت وضعیت این دو فعال اجتماعی در ایران را دنبال نمایند.
در قسمتی از متن همبستگی شرکتکنندگان در این کمپین آمده است:
به دلیل بازداشتهای اخیر ما میخواهیم این کمپین کوچک را برای دو عضو بازداشتی (...)
12 آذر 88
به سعید زنگ میزنم، صدایش خستهتر از همیشه است. مثل همیشه آن تکیهکلام خسته نباشی از دهانش نمیافتد. بدترین چیز همین است که ندانی آخرین بار است با کسی حرف میزنی و آن خسته نباشی آخر همینطور مثل پتک توی سرت میخورد، هر لحظه، هر دقیقه و هر ساعت. رفیقم، چرا آن بار آخر بیشتر حرف نزدیم. من کلی حرف داشتم و تو خسته بودی، گفتم میگذازم برای فردا. فردایش چرا هرچه گرفتم خاموش بودی؟
رفیق، این چای بدون تو گلو را میخراشد و فکر اینکه تو را در کدام گوشهی اوین به بند کشیدهاند راحتم نمیگذارد. آن قوری چای دونفرهی سفید که فقط مال من و تو بود را یادت هست؟ همان قوری که به جای (...)
11 آذر 88
سعید بود و آن لبخندی که از لبانش هیچگاه پاک نمی شد. لبخندی پر امید به دنیایی که آرزوی همهمان بوده و هست. دنیایی که در آن هیچ کودکی قربانی کار نشود. دنیایی که در آن حق زندگی از هیچ کودکی سلب نشود. دنیایی که در آن هیچکس به خاطر عقایدش محکوم و از تحصیل محروم نشود. دنیایی که در آن تمام انسانها از هر نژاد و جنسی از حقوق برابر انسانی بهرهمند باشند. دنیایی که در آن همهچیز به همهکس متعلق باشد و آزادی بزرگترین سرمایهی هر انسانی باشد و او تنها همین را میخواست و با تمام وجود آستینهایش را برای گرفتن حقوق پایمال شده انسانها بالا زده بود و آسایش همه را بر آسایش (...)
11 آذر 88
به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، روز دوشنبه دو تن از اعضای این سازمان مدافع حقوق بشر در تهران بازداشت شدند؛ سعید کلانکی و سعید جلالی فر.
از اتهامات وارد شده به آقایان کلانکی و جلالی فر، که در حوزههای اجتماعی از جمله کودکان کار، و همچنین دفاع از زندانیان سیاسی فعالیت میکردند، همچنین از محل نگهداری از آنها هنوز اطلاع دقیقی در دست نیست.
شیوا نظرآهاری از اعضای این کمیته، که خود نیز در پی انتخابات ریاست جمهوری، مدتی را در بازداشت گذرانده بود، به رادیوفردا میگوید که بازداشت این دو تن، نشان دهنده «عزم حکومت جمهوری اسلامی ایران، برای تنگ کردن عرصه بر فعالان (...)
10 آذر 88
گر بدين سان زيست بايد پست
من چه بی شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوایی نياويزم،
بر بلند کاج خشک کوچه ی بن بست.
گر بدين سان زيست بايد پاک
من چه ناپاکم اگر ننشانم از ايمان خود، چون کوه،
يادگاری جاودانه، بر تراز بی بقای خاک
در روزهای اخیر و با نزدیک شدن به شانزدهم آذر ماه، سالروز گرامیداشت جنبش دانشجویی دور جدیدی از دستگیری و برخورد با فعالان مدنی و دانشجویی آغاز شده است. دوشنبه، 9 آذر ماه 88 سعید کلانکی و سعید جلالیفر دو تن از اعضای فعال کمیته گزارشگران حقوق بشر توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدهاند. مأموران دستگاه امنیتی صبح دیروز با حضور در محل کار سعید (...)
ادامه : 0
|
|